تو ...

امشب ؛ شبی دیگر

در اندک زمان ،

وجودم در شوق حضور تو

و مرهم لبخندت بر آشفتگی من

و دانستن ، ندانستن و دانستن و نداستن ...

چه بگویم از نگاهت

سرشارست ....

از خواستن ...! یا نخواستن !؟

/ 5 نظر / 8 بازدید
شیما

سلام من همیشه نوشته هاتونو دوست دارم سرشار از عشقن.موفق باشی.[گل]

گل گیسو

مثل همیشه زیبا و پر معنا و روحنواز[گل]

فاطمه عابدی

سلام مطالبه اخیرت زیبا بود. لذت بردم.موفق باشی [گل]