پاییز را دوست دارم

 

برگی افتاد ، کودکی آنجا

زیر قدم های ذهنش

خش خش لحظه ی رشد را می شنود

روزگار بخشیده است

دستِ مهـــــــرِ تابستان را

به خــــزانِ نقشِ پاییز

آفتاب رهــــــــسپار دور دست

آسمان خاکستری رنگ

و چه نسیم خنکی

می وزد از کوچه تغیــیـــر...

"نگارش : ششم مهر ماه هزار و سیصد و نود هجری خورشیدی"

 

و اما نقل نوشت : مے پسـندم پاییـز را ، که معافـم مے کنـد  ، از پنـهان کردن ِدردے(!) که در صـدایم مے پیچـد ُ، اشکے(!) که در نگاهـم مے چرخـد ؛ آخر همه مـے داننـد سـرما (!) خورده ام 

رسیدن پاییز مبارک

/ 21 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما

سلام زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر است... بروزم دوست خوبم.

نکیسا

باورت گر بشود ، یا نشود ، حرفی نیست اما... نفسم میگیرد; در هوایی که نفس های تونیست... وب زیبایی ذاری... آپم زود بیا

شیما

رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ولی نبودند همراه کسانی بودم که همراهم نبودن وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم و تو چه دانی که عشق چیست عشق سکوتی است در برابر همه اینها !!!

نکیسا

باورت گر بشود ، یا نشود ، حرفی نیست اما... نفسم میگیرد; در هوایی که نفس های تونیست... خیلی قشنگ بود آپم زود بیا....

شیما

گاهی خدا درها را ميبندد و پنجره ها را قفل ميکند ، چه زيباست فکرکنيم شايد بيرون طوفان مي آيد

شیما

زندگی تاس خوب آوردن نیست بلکه تاس بد را خوب بازی کردن است

شیما

در بن بست ها هم راه آسمان باز است پرواز را بیاموز

مرضی

میپسندم پاییز را که معافم میکند از پنهان کردن دردی که در صدایم میپیچد،اشکی که در نگاهم میچرخد.اخر به همه می گویم که سرما خورده ام[ناراحت]