/ 30 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما

بسیار زیبا . بسیار دلتنگ نوشته های دلنشینتان بودم.

هزاران گنج

مژده ای دل كه مسیحا نفسی می آید كه ز انفاس خوشش بوی كسی می آید از غم هجر نكن ناله و فریاد كه من زده ام فالی و فریادرسی می آید كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست این قدر هست كه بانگ جرسی می آید از ظهور بركاتش نه من خرم و بس عیسی اینجا به امید نفسی می آید همه اعیان جهان چشم به راهش دارند هر عزیزی ز پی ملتمسی می آید فیض دارد سر آن كه به رهت جان بازد هر كس اینجا به امید هوسی می آید دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است گو بیا خوش كه هنوزم نفسی می آید سلام عزیزدل خوبید شما؟این غزل زیبا تقدیم به شما [قلب][گل][قلب][گل]تشریف بیارید جشن تولد

نژلا

سلام و درود... بسیار جمله ی زیبایی بود... خییییییلی ... [گل]

هزاران گنج

آن شب قدری که گویند اهل خلوت، امشب است یارب! این تاثیر دولت در کدامین کوکب است؟ تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است شهسوار من، که مه آیینه دار روی اوست تاج خورشید بلندش، خاک نعل مرکب است عکس خوی بر عارضش بین، کآفتاب گرم رو در هوای آن عَرَق تا هست هر روزش تب است من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می زاهدان! معذور داریدم که اینم مذهب است اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین با سلیمان چون برانم من که مورم مَرکَب است؟ آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می‌زند قوت جان حافظش در خنده‌ی زیر لب است آب حیوانش ز منقارِ بَلاغت می‌چکد زاغ کلک من، به‌نام‌ایزد، چه عالی مشرب است [گل][قلب][گل]سلام

هزاران گنج

اگر آن تُرکِ شیرازی، به دست آرد دل ما را به خالِ هندویش بخشم، سمرقند و بُخارا را بده ساقی میِ باقی که در جنّت نخواهی یافت کنارِ آبِ رکن آباد و گُلگَشتِ مُصلّا را فِغان! کاین لولیانِ شوخِ شیرین کارِ شهرآشوب چنان بردند صبر از دل، که تُرکان خوانِ یَغما را ز عشق ناتمام ما جمال یار مُستغنی‌است به آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روی زیبا را؟ من از آن حُسنِ روزافزون که یوسُف داشت دانستم که عشق، از پرده‌ی عِصمت، برون آرد زلیخا را اگر دشنام فرمایی و گر نفرین، دعا گویم جواب تلخ می‌زیبد لبِ لعلِ شکرخا را! نصیحت گوش کن جانا، که از جان دوست‌تر دارند جوانانِ سعادتمند، پندِ پیرِ دانا را: «حدیث از مطرب و می گو و رازِ دَهر کمتر جو! که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معمّا را» غزل گفتی و دُرّ سُفتی! بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو اَفشانَد فَلَک عِقدِ ثُریّا را [گل]

چوب كبريت

سلام كمرنگ شديد خوبي؟! دعوتي به بازي وبلاگي دوست داشتي اطلاع رساني كن تا بقيه هم بتونن شركت كنن

هزاران گنج

شب شما به شیرینی هندوانه خندتون مثل پسته و عمرتون به بلندی یلدا شب یلدا مبارک [گل][قلب][گل][هورا][هورا][هورا]

رزا

اگر "میم" مشکلات را برداریم،زندگی شیرین میشه! برایت یلدایی شکلاتی آرزو دارم! یلدات لبریز مهربانی [گل][گل][گل]

مينا

روزگاري اين جمله چه معناي بزرگي داشت و حال نه بندي هست و نه آزادي!