آیا ....!؟
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی:

 

آن هنگام آرزوی باران است . آرزوی اینکه قطره ای باران بشوید آنچه آلودگی است .....

 زیر باران چتری از تفکرات خام را میبینی که پر قو شده اند در این حضور. نفسی عمیق می کشی . کاش با باران فرو می رفتم  در سختی زمین و خاک میشدم در این بی خاکی ....کاش آسمان کبودی اش را بر زمین میزد...  گام های عابران هم از تندی باران نمی ماند بر زمین. گویی زمین نیز بی رغم از نقش های روزگار است

آه باران . آیا چیره خواهی شد...!؟