جــــــــــدال
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٧  کلمات کلیدی:

 

عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست

عشـق گوید هست و رفته ام من بـــــــــــــــــــارها

                                                                                ....


عقل گفت: من رقیب انسانم، نقیب احسانم، بسته تکلیفاتم، شایسته تشریفاتم، گشاینده در فهمم، زداینده زنگ و همم، گلزار خردمندانم، مستغفر هنرمندانم. ای عشق، تو را کی رسد که دهن باز کنی و زبان به طعن دراز کنی؟ تو کیستی؟ خرمن سوخته ای، و من مخلص لباس تقوی دوخته ای.

عشق گفت: من دیوانه جرعه ذوقم، برآرنده شعله شوقم. زلف محبت را شانه ام، زرع مودت را دانه ام. منصب ایالتم عبودیت است، متکاء جلالتم حیرت است. ای عقل تو کیستی؟ تو مودب راه و من مقرب درگاه. آن روز که روز بار بود و نوروزی عشرت یار بود، من سخن از دوست گویم و مغز بی پوست جویم. نه از حجاب ترسم و نه از حجاب پرسم. مستانه در آیم و به شرف قرب حق بر آیم، تاج قبول نهم بر سر، و تو عقلی همچنان بر در.

 خواجه عبدالله انصاری

-------------------------------------

سقراط در «فایدروس» می گوید: «نه، این سخن راست نیست که غیر عشق را بر عشق برتری باید نهاد؛ چون عشق مبتلای دیوانگی است. اگر دیوانگی بد بود، در درستی آن تردید نمی داشتم، ولی راستی این است که ما آدمیان بزرگترین نعمت ها را در پرتو دیوانگی به دست آوردیم و مراد من آن دیوانگی است که بخشش الهی است... از این رو فقط این نکته را یادآوری می کنم که پیشینیان ما که به هر چیز نامی داده اند، دیوانگی را ننگین نشمرده اند... زیرا دیوانگی بخششی است الهی حال آنکه هشیاری جنبه ی انسانی دارد»