باز پریدن ...
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۳٠  کلمات کلیدی:

 

چـون ابـــــر بـه نـوروز رخ لاله بشست          برخیز  و بجام باده کن عزم درست
کـایـن سبزه که امروز تماشاگه توست         فردا همه از خاک تو برخواهد رست

 

366 روز دیگه رفت و توی این روز ها هم به عمر ما اضافه شد و  هم از عمر ما کم ! ثانیه هایی تلخ ، دقایقی شاد ، لحظه هایی بی رمق ، ساعاتی خواب اما بیدار ، روزهایی بیدار اما خواب ، روزهایی که هر ثانیه ش تکاملی بود بر چرخه ی "حیات" خلوت های ذهن و فکرمون ... همه ی اینا عین یه نمودار بارش سالیانه ، کم و زیاد ، توی جغرافیا و زمانهای متفاوت ، رخ دادن ... خیلی از این رخداد ها باعث شدن که بافه ای بر خرمن تجربیات تلخ و شیرین ما اضافه کنند ، خیلی هاشون شادمون کرن و خیلی هاشون ناراحت ... اما هر چه که بود گذشت ... میگن دیروز تاریخ است ، فردا معما ، امروز زندگی ... ما هم  دیروز را میسپاریم به دفترچه ی خاطرات و تجربیاتمون ، به فردا هم کاری نداریم که آسمو نش آفتابیه ! ابریه ! طوفانیه ! برفیه ! بارونیه! هرچی هرچی هرچی ... امروز رو زندگی میکنیم با عشق ... برای عشق ... تا عشق راهی نیست...

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

امیدوارم میراث ساعات و لحظه های سرد زمستانی ،  لحظه هایی بهاری ،  پر از عشق و انرژی توی نوروز و سال جدید براتون باشه و شاد و برقرار باشین

            ^^^سال نو مبارک ^^^            

 

پ.ن : الهی ، دستی افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد ، هر قطره شود خورشیدی ، باشد که به صد سوزن نور ، شب ما را بکند روزن روزن...    

آهنگ ن : این آهنگ رو تقدیم میکنم به همه ی دوستان عزیز.. بــــاز پــریــدن