با قلم میگویم:
- ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دومان حیران بازیهای دورانهای زشت.
شعرهایم را نوشتی
دستخوش؛
اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟
" مشیری "
امشب ؛ شبی دیگر
در اندک زمان ،
وجودم در شوق حضور تو
و مرهم لبخندت بر آشفتگی من
و دانستن ، ندانستن و دانستن و نداستن ...
چه بگویم از نگاهت
سرشارست ....
از خواستن ...! یا نخواستن !؟