آیا ....!؟
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی:

 

آن هنگام آرزوی باران است . آرزوی اینکه قطره ای باران بشوید آنچه آلودگی است .....

 زیر باران چتری از تفکرات خام را میبینی که پر قو شده اند در این حضور. نفسی عمیق می کشی . کاش با باران فرو می رفتم  در سختی زمین و خاک میشدم در این بی خاکی ....کاش آسمان کبودی اش را بر زمین میزد...  گام های عابران هم از تندی باران نمی ماند بر زمین. گویی زمین نیز بی رغم از نقش های روزگار است

آه باران . آیا چیره خواهی شد...!؟


 
حیرانی ...
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی:


 
تو...
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی:

 

 

گذر ثانیه

از پشت شیشه ی ساعت یاد تو

و تو در زمان خفته

من اما به کدامین سو ...!؟


 
شهر آشوب
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠  کلمات کلیدی:


 
کران بی کران
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٥  کلمات کلیدی:

کرانی ندارد بیابان ما

قراری ندارد دل و جان ما

جهان تا جهان نقش و صورت گرفت

کدام است از این نقش ها آن_ ما